بی انگیزگی در برنامه نویسی

دوشنبه 18 اسفند 1399

دلایل وقوع بی انگیزگی در برنامه نویسی و جلوگیری از آن ها و ضرورت عشق و علاقه به کار

بی انگیزگی در برنامه نویسی

به نام خدا

در دنیای امروزی هزاران شغل وجود دارد و هر شغل دارای عنوان خاصی و وظایف خاص خودش است. کسی که با چوب ، در و پنجره و... میسازد ، به او نجار میگویند ، کسی که بیماری هارا در مردم درمان میکند پزشک میگویند و....

اما شغل ها، صرفا تعریفی فقط از مسئولیت و عنوان شغلی نیستند ، بلکه چیزی که در هر کاری واجب است (عشق) و  (علاقه) به کار است .

اگر این دو در یک انسان ، برای شغل و کارش وجود نداشته باشد ، صرفا او فقط  یک انسانی است که برای امرار معاش و یا دلایل دیگری... کار میکند.

عشق و علاقه به کار ، نه تنها انسان را از لحاظ روحی حفظ می نماید ، بلکه در آن کار مارا به موفقیت های چشمگیری میرساند و  هزاران فواید دیگر.....

اما یکی از اصلی ترین جنبه های عشق و علاقه به کار ، ایجاد انگیزه برای ادامه آن راه و عدم ایجاد نا امیدی در آن کار است.

اگر بخواهیم این موضوع را برای برنامه نویسان و توسعه دهندگان تعریف کنیم ، عشق و علاقه به این کار ، مهم ترین چیزی است که در این زمنیه وجود دارد.

یعنی اگر کسی علاقه ای به این زمینه نداشته باشد و بخواهد وارد این زمینه شود ، موفقیت آن امری غیرممکن است مگر اینکه در حین راه علاقه در او ایجاد شود.

اما با این حال ، ممکن است فردی با عشق و علاقه وارد این زمینه شود اما در حین راه ، نا امید شود و انگیزه خود را از دست بدهد. به حدی که دیگر حوصله برنامه نویسی و کد زدن در او از بین برود.

برخی دلایلی که موجب بی انگیزگی در این راه میشوند :

1. چرا نمیتونم کار پیدا کنم ؟ 

یکی از سوالاتی که ممکن است برای یک برنامه نویس ایجاد شود و سبب بی انگیزگی او شود ، این است که با خود می گوید (چرا نمیتوانم کار پیدا کنم؟)

اما جوابی که برای این سوال هست ، این است که : یک برنامه نویس اول باید به یک حداقل هایی دست پیدا کند تا بتواند برای کاری اقدام کند ، (اگه نمیدانید که حداقل ها چی هستن میتونید در گوکل جستجو و تحقیق کنید یا اینکه از یک متخصص در این زمینه مشاوره بگیرید).

موضوع بعدی این است که باید به اندازه کافی دنبال شغل بگردیم و صرفا فقط با مراجعه و تحقیق کم ، این سوال که چرا نمیتوانم کار پیدا کنم را در خود ایجاد نکنیم. ممکن است اوایل کار پیدا کردن کمی سخت باشد ولی بعد از آن چون که سابقه و تجربه های جدید و مفیدی در این زمینه کسب کرده ایم ، پیدا کردن کار امری آسان میشود.

2. من استعداد ندارم !

این حرف را بارها و بارها ، برخی برنامه نویس هایی که تازه وارد این عرصه شده اند با خود گفته اند و دلیل آن این است که چون نتوانستند یک یا چند مسئله را حل کنند فکر میکنند که استعدادی در این زمینه ندارند و باید  آن را کنار بگذارند .

اما این گونه نیست !

عمل برنامه نویسی و کد نویسی ماهیتش وقوع چالش هایی از همین قبیل است !

چالش هایی که خیلی ها در آن گیر میکنند و حتی باعث وجود باگ میشود و....

اما باید دانست که تا زمانی که کد هست ، باگ هم هست .

یک برنامه نویس چگونه حرفه ای میشود ؟

باید این را دانست که همه از اول حرفه ای نبودند و همه زمانی مبتدی بوده اند و کدهایی مینوشتند که در آن باگ هایی وجود داشت و برخی مسائل را نمیتوانستد حل کنند.

ولی با تحقیق و تمرین مستمر توانسته اند که به یک برنامه نویس و توسعه دهنده حرفه ای تبدیل شوند.

ولی بخاطر داشته باشید که چالش های سخت و باگ ها هنوز هم برای برنامه نویسان حرفه ای وجود دارد و  همانطور که در بالا گفته شد ، ماهیت این زمینه همین است.....

3. چرا هرچی میخونم تموم نمیشه ؟

علم برنامه نویسی ، علمی است بی انتها و اگر کسی بخواهد همه چیز را در این زمینه یاد بگرید غیر ممکن است و یا اینکه سال های بسیار زیادی را طول میکشد.

اصلا چه نیازی هست که همه چیز را یاد بگیریم ؟!

اینکه بخواهیم همه چیز را در این زمینه یاد بگیریم صرفا هدر دادن وقت و عمرمان است و کاری بیهوده است.

شما باید در یک زمینه تخصص داشته باشید و یا نهایتا در چند زمینه ، ولی مهم ترین مساله این است که حتی چیزهایی در تخصصمان هست هم آموزش هایشان به پایان نمیرسد !

برنامه نویسی شغلی است که باید دائم در حال یاد بگیری باشید و خودتان را بروز نگه دارید.

و این را بیاد داشته باشید که نیاز نیست قبل از شروع کار فقط به فکر ارتقاء علم مربوط به تخصصتان باشید بلکه در حین راه خودش ارتقاء خواهد یافت.

چگونه؟

برای مثال کارفرمای شما به شما میگوید که فلان چیز را نیاز داریم و شما یک هفته را صرف یادگیری آن میشوید و علم و تخصص خودتان را ارتقا میدهید.

4. کار میکنم ولی بی انگیزه ام

بعضی از برنامه نویس ها ، با این که در حال انجام کار برنامه نویسی و کد  زدن هستند اما با این حال بی انگیزه هستند.

دلایل مختلفی میتواند باعث بروز این مشکل بشوند ولی مهم ترین مسئله هایی که باعث وقوع این بی انگیزگی میوشند ، میتوان به کارفرماها اشاره کرد.

برخی از کارفرما ها منطق خاص و هیچ درکی نسبت به سختی های برنامه نویسی ندارند و فقط باعث تخریب انگیزه در برنامه نویسان میشوند.

بهتر است برای این جور افرادی کار نکنید زیرا آن ها باعث عدم پیشرفت شما میشوند.

دایره اجتماعی خود را بزرگتر کنید ! دوستانی بیابید که در زمنیه شما باهم همکار هستید و با آن ها به بحث درمورد تخصصتان بپردازید و سعی کنید چیزهای جدیدی یاد بگیرید و روزهای تکراری نداشته باشید.

با داشتن یک دوست که در این زمینه با شما همکار است ، نه تنها میتوانید باهم به تبادل علم و دانش خود بپردازید بلکه علاقه و انگیزه شما را بیشتر میکند.

5. بقیه خیلی از من بالاتر اند

هیچ گاه خودتان را دست کم نگیرید !

اعتماد به نفس بالایی داشته باشید

شما در جایگاه خودتان یک کدنویس خوب هستید 

به یاد داشته باشید که هیچ کس از اول حرفه ای نبوده است و (همه) روزی مبتدی بوده اند

بجای اینکه خودتان را با افراد حرفه ای تر از خودتان مقایسه کنید و هی به این فکر کنید که بقیه از من بالاترند و... ، خودتان را ارتقا دهید و امید داشته باشید که روزی شما هم به سطح های بالاتر خواهید رسید !

ایمان و پشتکار داشته باشید

برای رسیدن به سطح های بالا در این زمینه نیاز به تجربه و تخصص های خاصی خواهید داشت که در طول راه ، به آن ها دست میابید.

حرف آخر اینکه هرکاری سختی های خودش را دارد و اگر میخواهید که موفق شوید ، باید سختی های آن کار را به جان بخرید تا بتوانید پیشرفت کنید.

علم و تخصص برنامه نویسی علمی است که نیاز به عشق و علاقه دارد و یک برنامه نویس ، دائم درحال یادگرفتن چیزهای جدید و حل مسائل و مشکلاتی است و حتی ممکن است خودش به تنهایی نتواند آن را حل کند و از منابعی که برای حل  مسائل ، پرسش و پاسخ و... وجود دارند برای حل مسئله و یادگیری چیزهای جدید استفاده کند.

امیدوارم که همیشه موفق باشید .

علیرضا محمدی

نویسنده 5 مقاله در برنامه نویسان

کاربرانی که از نویسنده این مقاله تشکر کرده اند

در صورتی که در رابطه با این مقاله سوالی دارید، در تاپیک های انجمن مطرح کنید

نظرات کاربران

برای درج نظر باید وارد سایت شوید